سلولهای دستچین؛ درسنامه خانم مرضیه مهرافزا
مقدمه
دربارۀ آمارهای ناباروری در ایران اعداد دقیقی نمیشود به دست آورد؛ اما بر اساس آخرین آمارهایی که پژوهشگاه رویان ارائه کرده، حدود 20درصد از زوجهای ایرانی مشکل ناباروری دارند؛ یعنی چیزی حدود ۳میلیون زوج. با توجه به پیرشدن سن جمعیت در ایران و نیاز کشور به جمعیت جوان، پزشکان و مراکز پژوهشی که در این زمینه کار میکنند نقشی بیش از درمان زوجهای جوان دارند و آن کمک به آیندۀ کشور است.
دکتر مرضیه مهرافزا یکی از پزشکانی است که در این زمینه پژوهش کرده و اولین مرکز نازایی زنان را با نام مرکز مهر در استان گیلان تأسیس کرده است.
روایت مرضیه مهرافزا
از بچگی رؤیای دانشمندشدن داشت. فکر میکرد که چون ابوعلیسینا در کتابخانه زیاد درس میخوانده، او هم باید کتابهای خواهر بزرگترش را بخواند تا دانشمند شود. از همان دوران کودکی روحیات مذهبی داشت. در دورۀ شاه با پوشیه به مدرسه میرفت. حتی در مقاطعی تصمیم گرفت در حوزۀ علمیه درس بخواند؛ اما دست تقدیر چیز دیگری برای او رقم زده بود:
سال۵۶ از دبیرستان فارغالتحصیل شدم. همان زمانی بود که دکتر شریعتی در حسینیۀ ارشاد که پایینتر از خانهمان بود، جلسه داشت. با شنیدن سخنرانیهایش علاقهمند شدم بروم جامعهشناسی بخوانم. در دبیرستان چون نمره و معدلم خیلی بالا بود، مشاور مدرسه بهم پیشنهاد داد: «مهرافزا، حالا اگه تو پزشکی هم بری، میتونی واحدهای آزادت رو جامعهشناسی بگیری؛ پس پزشکی بزن.»
روز اعلام نتایج، پسرعمویش که دانشجوی دانشگاه آریامهر بود زنگ زد و خبرداد که مرضیه پزشکی دانشگاه تهران قبول شده؛ اما خیلی از این اتفاق خوشحال نشد، چون محکم خورد به دیوار مخالفت مادر. مادرش دیده بود که دخترها وقتی به دانشگاه میروند حجابشان را برمیدارند. به همین خاطر هراس داشت که نکند مرضیه هم در دانشگاه حجابش را بردارد؛ اما مرضیه که دوست داشت در دانشگاه درس بخواند، تدبیر دیگری اندیشید:
مرجعتقلید ما آقای خویی در نجف اشرف بود. بدون اینکه کسی بفهمد، نامهای نوشتم خدمتشان و پرسیدم: «آیا جامعۀ ایران در آینده به پزشک متعهد یا معلم نیاز ندارد؟ من میخواهم دربارۀ دانشگاهرفتنم از شما فتوا بگیرم.» ایشان نوشت: «بسمهتعالی؛ با حفظ حجاب اسلامی بلامانع است.» جواب را مهرشده فرستادند. فتوا را نشان مادر دادم و بالاخره قبول کرد.
سال۱۳۵۶ وارد دانشگاه شد. در دوران دانشجویی، کتابهای شریعتی و مطهری را میخواند. در این ایام عضو انجمن اسلامی شده و فعالیت سیاسی میکرد. سال۱۳۵۷ عضو ثابت تظاهراتها بود. به بیمارستانها هم سرک میکشید و برای درمان مجروحین فعالیت میکرد. چند سال بعد از پیروزی انقلاب، در سال۱۳۶۴ فارغالتحصیل شد:
سال۶۵ تخصص زنانم را شروع کردم و سال۶۹ استاد دانشگاه ملی تهران شدم. کنار کار علمی، فعالیت فرهنگی همیشه اولویت اولم بود. سال۶۹ تا حدود سال۷۱ مشغول تدریس در دانشگاه بودم. یک فرصت مطالعاتی در دانشگاه تورنتوی کانادا برایم پیش آمد. برای اینکه فلوشیب ایویاف و لایروسکوپی در ایران نبود که همینجا دورهاش را بگذرانم، یک سال در دانشگاه تورنتو دوره دیدم.
یک سال بعد وقتی به ایران بازگشت، در گیلان شروع به کار کرد. مرداد۱۳۷۲ رئیس دانشگاه علومپزشکی حکمش را برای ریاست زایشگاه رشت زد. او در آنجا اولین گروه متخصصین زنان را در استان گیلان گرد هم جمع کرد. در این ایام، از سوی رئیس دانشگاه شهید بهشتی دعوت شد که به این دانشگاه برگردد:
سال۷۴ حدود دو سال از زمان خدمتم در گیلان گذشته بود. رئیس دانشگاه شهید بهشتی مرا صدا کرد و گفت: «برگرد دانشگاه اینجا.» من که هنوز پنج سال خدمتم تمام نشده بود، گفتم: «الان در دانشگاه منطقۀ محروم خدمت میکنم و رئیس بیمارستان هستم. یک سری برنامه برای اینجا دارم که الان نمیتوانم برگردم. اجازه بدهید بعد از پنج سال برمیگردم.» جواب داد: «شش ماه بهت فرصت میدهم. یا برمیگردی یا باید استعفا بدهی و بشوی عضو هیئتعلمی دانشگاه علومپزشکی گیلان.» با خودم فکر کردم برنامهای که دارم و تحولاتی که میخواهم رقم بزنم، ارزش استعفا را دارد. گفتم: «قبول است.» شش ماه بعد استعفا دادم و شدم عضو دانشگاه علومپزشکی گیلان.
برنامهای که برای گیلان داشت، سال۱۳۷۹ به ثمر رسید و اولین مرکز نازایی زنان را در استان گیلان تأسیس کرد. تلاش زیادی کرد تا این مجموعه بهصورت دولتی تأسیس شود؛ اما هزینهاش زیاد بود و با آن موافقت نشد:
خیلی دلم میخواست این مرکز را دانشگاهی و دولتی تأسیس کنم. حتی درخواست هم دادم؛ اما چون ۵۰میلیون برآورد هزینهاش بود، موافقت نشد. خودم دستبهکار شدم و با وام سنگینی که آن سالها گرفتم، بهصورت خصوصی مرکز را راهاندازی کردم. بعضی از همکارانم بهشوخی میگفتند: «خانمدکتر، با این قسطهای سنگینی که بابت وام میدی، شبها خواب به چشمهات میآد؟!» اما واقعیت این بود که من آنقدر به رزاقیت خداوند و کارم ایمان داشتم که آسودهتر از همهشان میخوابیدم. خیلی زود «مرکز مهر» بین مراجعان مختلف داخلی و خارجی جا افتاد. حتی از دبی، تونس، عربستان، کانادا و آمریکا هم مراجعهکننده داشتم.
امروز مرکز مهر یکی از مهمترین مراکز تحقیقاتی ناباروری در استان گیلان است که تاکنون توانسته مشکل هزاران بیمار را حل کند تا بچهدار شوند.
مطالعه بیشتر



























