مصطفی شعبان زاده

معرفی کوتاه شخصیت‌

مصطفی شعبان‌‌‌‌زاده متولد سال۱۳۷۲ است. در روستای دریاسر لنگرود متولد شد. از همان کودکی پای ثابت مسجد بود. او و بچه‌‌های مسجد، هیئت‌‌‌‌الرضا را راه انداختند تا کم کم جلسات فرهنگی شکل بگیرد. بعد از هیئت به پیشنهاد یکی از اهالی، «صندوق کریمۀ اهل‌‌بیت» را راه‌اندازی کردند. بعد از گذشت سال‌ها مصطفی تبدیل به آچار فرانسه روستا شد. به همین دلیل اعضای روستا او را ب عنوان دهیار انتخاب کردند تا مشکلات مردم را حل کند.

حوزه پیشرفت

شماره تلفن

09305027589

آدرس

لنگرود – روستای دریاسر – ساختمان شورای اسلامی روستا

متن درسنامه

تدبیرهای دهیار جوان؛ درس‌‌نامه مصطفی شعبان‌‌‌‌زاده

مقدمه

در دورۀ پهلوی سازوکار ادارۀ روستاهای کشور بر عهدۀ افرادی به‌‌ نام خان بود. خان یا ارباب کسی بود که مالک زمین‌‌‌‌های یک یا چند روستا بود و کشاورزان و مردم روستا روی زمین‌‌‌‌های او کار می‌‌‌‌کردند. کشاورز به‌‌سبب کاری که روی زمین انجام می‌‌‌‌داد، صاحب بخشی از محصول بود و بخشی دیگر را باید به خان تحویل می‌‌‌‌داد. به همین دلیل، خوانین گاه بیش از حد به کشاورزان تعدی می‌کردند و محصول بیشتری از آن‌‌‌‌ها می‌‌‌‌گرفتند. برخی از خوانین نیز خود را نه‌‌تنها صاحب زمین، بلکه صاحب رعیت و خانوادۀ او می‌‌‌‌دانستند.‌

در نظام ارباب‌‌رعیتی، روستا کاملاً در تسلط ارباب بود و ارباب کاملاً با مداخلات خود، آزادی عمل را از کشاورزان می‌‌‌‌گرفت. کشاورزان نه صاحب زمین بودند‌‌، نه سرمایه داشتند که مستقلاً کار کنند و نه امکان کاری به‌‌جز کشاورزی داشتند. هرچند که با صنعتی‌‌شدن ایران در دهۀ پنجاه، این نظم ارباب‌‌رعیتی تضعیف شد؛ اما تا آخرین روزهای دورۀ پهلوی نیز بقایای آن برجا بود.

با ظهور انقلاب اسلامی، نظام کدخدامحور و ارباب‌‌رعیتی دورۀ پهلوی از بین رفت و روستا به‌‌عنوان واحدی مستقل سیاسی مطرح شد. از سوی دیگر در اوایل انقلاب، حضور جهاد سازندگی در روستا حضوری برجسته و پررنگ بود و بازوی توجه انقلاب اسلامی به روستا محسوب می‌‌‌‌شد. وقتی جهادگران مشاهده کردند که نظام ارباب‌‌رعیتی دیگر امکان ادامه ندارد و روستا در بلاتکلیفی سیاسی‌ای به سر می‌‌‌‌برد، اقدام به تأسیس شوراهای روستایی کردند. بدین‌‌ترتیب، با تأسیس شوراهای روستایی، بحث انتخابات در روستا مطرح شد و اعضای شورا با رأی مردم ده انتخاب شدند و در ادارۀ امور روستا اقدام به مشارکت سیاسی کردند. از ابتدای انقلاب تا امروز، همواره فرصت‌‌‌‌های متعددی فراهم شده است تا جوانان اقدام به پذیرش مسئولیت‌‌‌‌های سیاسی کنند و با نیروی جوانی دست به حل مشکلات مردم بزنند. مصطفی شعبان‌‌‌‌زاده یکی از همین جوانانی است که با تکیه بر دانش حقوقی‌‌‌‌اش، وارد دهیاری روستای دریاسر شده است.

روایت مصطفی شعبان‌‌‌‌‌‌زاده

مصطفی شعبان‌‌‌‌زاده متولد سال۱۳۷۲ است. در روستای دریاسر لنگرود متولد شد. از همان کودکی پای ثابت مسجد بود و البته پیرمردهای مسجدی هم مخالفت می‌کردند. کلیددار مسجد شده بود و قبل از اذان می‌‌‌‌رفت و مقدمات را فراهم می‌‌‌‌کرد تا دیگران برای نماز برسند. در نوجوانی هم یکی از اعضای فعال پایگاهشان شد. آن‌‌قدر کوچک بود که هنوز سنش به گرفتن کارت بسیج نمی‌‌‌‌رسید؛ تا اینکه روز تولد پانزده‌‌سالگی، تشکیل پرونده داد و کارتش را گرفت. مسجدشان هیئتی داشت که فقط ده روز محرم فعال بود. با بچه‌‌های مسجد، هیئت‌‌‌‌الرضا را راه انداختند و جلسات هیئت شکل گرفت. بعد از هیئت به پیشنهاد یکی از اهالی، «صندوق کریمۀ اهل‌‌بیت» را راه‌اندازی کردند.

  • کار صندوق به این شکل بود که هرکسی به‌‌نیت امواتش مبلغی را به صندوق می‌‌‌‌داد تا به نیازمندان روستا وام داده شود. دو مسئول تعیین کردم که باز هم داد هیئت‌‌امنا در آمد. این مسئول با اینکه ظاهر مذهبی نداشت، غیرت و منش مردانگی‌‌‌‌اش از خیلی‌‌‌‌هایمان که ادعا داریم علی‌‌‌‌وار زندگی می‌‌‌‌کنیم، بیشتر بود! صراحت لهجۀ خاصی داشت و به بعضی‌‌‌‌ها زنگ می‌‌‌‌زد و می‌‌گفت: فلانی پولت را نیاوردی‌‌‌ها! غروب تو را ببینم کارت دارم! همین روابط صمیمانه باعث تعلق خاطر بین مردم روستا می‌‌‌‌‌‌شد. مسئولیت صدور قبض را هم به یکی از جوان‌‌ترین اعضا دادم. انصافاً هم خیلی خوب از عهده‌‌‌‌اش برآمد.

اما این صندوق کوچک توان حل‌‌کردن مشکلات بزرگ روستاییان را نداشت. مردم مشکلات اداری داشتند. سروکارشان با دادگاه و دادگستری افتاده بود؛ اما نمی‌‌‌‌دانستند چه‌‌کار باید بکنند. فقط حاج‌‌آقاسلیمانی‌ای بود که گاهی برای تبلیغ به دریاسر می‌‌‌‌آمد و مردم به او مراجعه می‌‌‌‌کردند. او هم همیشه در دسترس نبود. این مسئله انگیزه‌‌‌‌ای شد برای مصطفی تا برود دانشگاه و رشتۀ حقوق بخواند.

  • سال۹۰ دانشگاه پیام‌‌‌‌نور شهرمان، لنگرود، پذیرفته شدم. دانشگاه غیرحضوری بود و وقت بیشتری برای خواندن داشتم. تصمیم گرفتم مطالعات تخصصی دربارۀ رشته‌‌‌‌ام را از همان اول جدی بگیرم. بعد از دانشگاه، از صبح تا نماز ظهر می‌‌نشستم و کتاب‌‌‌‌های تکمیلی کارشناسی را می‌‌خواندم. از طرفی در روستا اتفاقاتی می‌‌‌‌افتاد که حلش نیاز به دانستن اطلاعات حقوقی داشت. چون در هیئت و پایگاه مشغول بودم، مردم با خیال راحت برای پرسیدن مشکلشان بهم مراجعه می‌‌کردند. اگر قبلاً به‌‌عنوان معتمدی به‌سراغم می‌‌‌‌آمدند، حالا می‌‌‌‌گفتند این کسی است که در این مسیر افتاده و اطلاعات دارد. با هر سؤالشان بیشتر مطالعه می‌‌‌‌کردم و دانشم را افزایش می‌‌‌‌دادم.

سال۱۳۹۵ وقتی تحصیلات کارشناسی را به پایان برد، در تلاش بود تا اطلاعاتش را به‌‌روز کند. آن‌‌قدر گشت تا عاقبت با دکترمحمود باقی آشنا شد. دکترباقی حقوق تطبیقی را در آمریکا خوانده بود. زبان فرانسه و انگلیسی را هم مسلط بود و مصطفی به‌‌خوبی از دانش دکترباقی استفاده کرد.

دو سال بعد، یکی از دوستان مصطفی به او پیشنهاد داد که کاندیدای شورای شهر بشوند. او 25ساله بود و شرایط سنی ثبت‌‌نام را نداشت.

  • شرایط سنی ثبت نام را نداشتم؛ اما از قضا دو نفر از بچه‌‌‌‌های هیئتمان ثبت‌‌‌‌نام کردند و کاندیدای شورا شدند. چون می‌‌‌‌شناختندم، هرجا می‌‌‌‌خواستند صحبت کنند، من را می‌‌‌‌فرستادند. همان سال خانمی تحصیل‌‌‌‌کرده از روستایمان را هم برای شورا معرفی کردیم و تعداد افراد دارای صلاحیت به سه نفر رسید.

انتخابات برگزار شد و نتیجه جالب بود: از پنج نفری که رأی آوردند، سه نفرشان همان کسانی بودند که به‌‌نظر مصطفی افراد صالحی بودند.

  • از آنجایی که دهیار را شورا تعیین می‌‌‌‌کند، دوستان شورا من را در عمل انجام‌‌شده قرار دادند و گفتند: «حالا که سنت به شورا نمی‌‌‌‌خورد، بیا و دهیار بشو.»

بدین‌‌ترتیب، مصطفی شعبان‌‌‌‌زاده با تصمیم شورا دهیار روستا شد که می‌‌‌‌بایست با انبوهی از مشکلات پیشِ‌‌رو مبارزه می‌کرد. یکی از مشکلات روستا شبکۀ انتقال آب بود.

توی دریاسر هفده هکتار آب‌‌بندان داشتیم که در استان گیلان نمونه نداشت. یکی از کارهایم ایجاد شبکۀ انتقال آب برای زمین‌‌‌‌های کشاورزی بود. برای حل مشکل مردم و کمبود آب، بعد از خشک‌‌‌‌کردن آب‌‌‌‌بندان‌‌‌‌ها، به‌‌‌‌کمک دستگاه‌‌‌‌های اجرایی مختلف، ۱۷۶۰ شبکۀ آبیاری تحت فشار احداث کردیم. همین‌‌طور یک ایستگاه کمپوست راه‌‌‌‌اندازی کردیم که آب را منتقل کنیم.

یکی دیگر از کارهای موفقی که در دریاسر صورت گرفت، جذب قیر یارانه‌ای بود که معاون عمران روستایی کشور هم برای افتتاحیه‌‌‌‌اش به دریاسر رفت. شعبان‌‌زاده دربارۀ این طرح می‌‌‌‌گوید:

«در این طرح توانستیم سه‌ ‌برابر الگوی طرح هادی، به‌مساحت 35 هزار متر مربع، 101 کوچه را آسفالت کنیم؛ یعنی پروژه‌‌‌‌ای را که شاید شرکت‌‌‌‌های بزرگ راهسازی هم خیلی طولش بدهند و با توجه به وضعیت اقتصادی کشور به‌‌‌‌نظر غیرممکن می‌‌‌‌ر‌‌‌‌سد، حلش کردیم. پروژه ملی بود و به‌‌جرئت می‌‌‌‌توانم بگویم تمام معابر روستایی‌‌‌‌مان را که در حال بهره‌‌برداری بودند، توانستیم از نعمت آسفالت بهره‌‌‌‌مند کنیم.

مصطفی شعبان‌‌‌‌زاده مشکلات مردم را خوب می‌‌‌‌شناخت و یکی‌‌یکی درصدد حلشان بود. او سال‌‌‌‌ها دیده بود که برف‌‌‌‌های سنگین سالیان اخیر، جاده‌‌‌‌های اصلی روستا را مسدود می‌‌‌‌کند‌ و تردد را به مشکل می‌اندازد. به همین خاطر درصدد یافتن راه چاره بود.

  • با پرس‌‌‌‌وجو به شرکت دانش‌‌‌‌بنیانی در مازندران رسیدم. تیغۀ برف‌‌‌‌روبی‌ای طراحی کرده بودند. یکی از آن‌‌‌‌ها را برای دهیاری‌‌‌‌مان تهیه کردم. تیغه به نیسان وصل می‌‌‌‌شد. همان زمان عده‌‌‌‌ای ما را مسخره می‌‌‌‌کردند که توی برف سنگین مگر نیسان می‌‌‌‌تواند راه را باز کند؟! ولی ما به بچه‌‌‌‌های کشور خودمان ایمان داشتیم. یکی‌‌‌‌دو سالی گذشت تا اینکه روزی هواشناسی هشدار برف سنگینی را داد. بخشدار با من تماس گرفت و گفت: «شنیده‌‌‌‌ام شما تجهیزات دارید. گوشی‌‌‌‌به‌‌‌‌دست باش تا اگر مشکلی برای ما پیش آمد، به داد ما برسی.» ساعت پنج صبح بود که تماس گرفت و گفت: «راه یکی از روستاهای ما که در ارتفاعات است، دارد بسته می‌‌‌‌شود. اگر صبر کنیم تا هوا روشن شود و راهداری بیاید، مسدود می‌‌‌‌شود.» با اینکه فشار روانی هم رویمان بود که نکند تیغه جواب ندهد، کار را شروع کردیم. با اینکه روستا در ارتفاع بود، به‌‌راحتی راه را باز نگه داشتیم تا بچه‌‌‌‌های راهداری برسند.

تلاش‌‌‌‌هایی که دهیار جوان روستای دریاسر انجام داد، باعث شد که در سال1400 به‌‌عنوان دهیار منتخب شهرستان انتخاب شود و از استاندار گیلان، آقای عباسی، لوح تقدیر دریافت کند.

۱. شناخت و بررسی نمونه‌‌‌‌های حکمرانی موفق؛

  1. بررسی و شناخت مسئولان جوان تأثیرگذار؛
  2. اهمیت انتخاب درست مسئولان؛
  3. اهمیت تکیه بر دانش جوانان در حل مسائل؛
  4. درک اهمیت شورای روستا در حل مسائل.

۱. به دانش‌آموزان تکلیف داده شود که دربارۀ وظایف دهیار، شورای روستا و شورای شهر تحقیق کرده و نتیجه را در کلاس ارائه دهند؛
۲. از دانش‌آموزان بخواهید دربارۀ مشکلاتی که در شهر یا روستایشان وجود دارد صحبت کرده و راه‌حل ارائه دهند؛
۳. از دانش‌آموزان بخواهید دربارۀ بزرگ‌ترین مشکل شهر یا روستایشان انشا بنویسند.

1. اردوی یک‌روزه‌ای به دریاسر تدارک دیده تا دانش‌آموزان در جریان کارهای موفق دهیاری قرار بگیرند؛
2. دربارۀ سازوکار انتخاب دهیار برای دانش‌آموزان صحبت کنید؛
3. دربارۀ موضوع شهرداری، شورای شهر، دهیاری و دهیار با دانش‌آموزان صحبت کرده و این مفاهیم را تبیین کنید؛
4. از آقای شعبان‌زاده یا یکی از دهیاران موفق دیگر دعوت کرده تا در کلاس از تجربه‌هایشان صحبت کنند؛
5. دربارۀ رشتۀ حقوق و ظرفیت‌های آن برای دانش‌آموزان رشتۀ علوم انسانی صحبت کنید.

نگارخانه

افراد مشابه

شما بگویید

در صورتی که مطلب جدیدی در رابطه با شخصیت‌ دارید برای ما ارسال کنید

ویدیو و یا مستند از سوژه

معرفی شخصیت‌جدید

افراد مشابه با مصطفی شعبان زاده :

در صورتی که شخصی را میشناسید که مشابه است لطفا توضیحات و عکس را برای ما ارسال کنید برای این که بتوانیم مجدد با شما تماس بگیرید شماره تماس خود را هم ذکر کنید.

گالری عکس سوژه را بارگزاری کنید
موقعیت و یا لوکیشن گوگل سوژه را به صورت کد از گوگل مپ وارد کنید

شما فرستاده اید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×
اینستاگرام
تماس صوتی
پشتیبانی در کوتاه ترین زمان