در کار خیر خدا هست؛ درسنامه خانم یحییپور
مقدمه
مدیری که در حوزۀ سیاستگذاری و مدیریت حوزۀ ورزشی تلاش میکند، میتواند با اعمال تدابیری مسیر پیشرفت ورزشکاران یک منطقه را باز کند. برگزاری کلاسهای آموزشی، راهاندازی لیگهای مختلف ورزشی، دعوت از مربیان برجسته، کارکردن روی گروههای سنی پایه و کارهایی از این دست، میتواند مسیر پیشرفتهای ورزشی یک جمع را در آینده رقم بزند.
از سوی دیگر، مدیری برجسته با اعمال تغییرات و سیاستهایی، مسیری را میگشاید که صدها و بلکه هزاران نفر از مردم منطقهای را به پیشرفت و حرکت بهسمت وضعیت مطلوب سوق میدهد؛ در نتیجه، روایت مدیر موفق یکی از مصادیق مهم پیشرفت در حوزۀ حکمرانی است.
اگر این مدیر ورزشی زن باشد و در حوزۀ ورزش زنان، نقش سیاستگذاری نیز داشته باشد، اهمیت بیشتری هم پیدا میکند؛ چراکه توجه به پیشرفت زنان در حوزۀ ورزش، کمتر بوده است و این حوزه نیاز به فعالیتهای بیشتری دارد.
در مرحلۀ سوم، چنین مدیری اگر وارد آموزشوپرورش شود و مدیریت مدرسهای را بر عهده بگیرد، اهمیت کار چندبرابر میشود. موضوع سخن دربارۀ خانم فرشته یحییپور است. او مدیر مدرسهای شد که حتی درهایش بهطور کامل باز و بسته نمیشد و نیاز به تعمیراتی اساسی داشت؛ در نتیجه، در نقش خیّری اجتماعی ظاهر شد و با تکیه بر ظرفیتهای مردمی، مدرسه را بازسازی کرد.
روایت فرشته یحییپور
فرشته یحییپور متولد سال۱۳۵۴ است. سال۱۳۷۲ کنکور داد و دبیر تربیتبدنی شد. دورههای تخصصی دوومیدانی و هندبال را با بالاترین امتیاز گذراند و مدرک داوری و مربیگری این دو رشته را نیز کسب کرد.
در سال۱۳۸۱ بهصورت تخصصی، داوری و مربیگری در هیئت فوتبال را ادامه داد و تا چهار سال بعد نایبرئیس هیئت فوتبال استان گیلان شد.
- اولین زنی بودم که برنامهریز مسابقات فوتبال و فوتسال زنان شدم و فوتبال زنان را راهاندازی کردم. در سالهای قبل از حضورم لیگی وجود نداشت؛ به همین خاطر با استعدادیابی شروع کردم. به آموزشگاهها اطلاعیه دادم که بچههایی با ردۀ سنی پایین را جذب میکنیم. همزمان خودم هم کلاس مربیگری گذاشتم. نمیخواستم بچههای آموزشدیده را رها کنم و هرجور شده باید حمایتشان میکردم. از جانب دیگر فستیوالی راه انداختم و به همۀ بچهها، چه مقام آورده بودند و چه مقام نیاورده بودند، جایزه دادم. هدفم این بود که این بچهها با ما بمانند. میخواستم علاقهمندان فوتبال را حفظ کنم. در دورۀ مسئولیتم، گیلان جزو چهار استان برتر کشور در فوتبال بود و در فوتسال هم جزو استانهای برتر کشور به حساب میآمد.
زمانی که خانم یحییپور در اوج فعالیتهای ورزشی بود، حتی برای شرکت در داوری AFC ثبتنام کرده بود، تصمیم گرفت از دنیای ورزشی فاصله بگیرد. به هیئت استان گیلان رفت و گفت دیگر نمیخواهم همکاری کنم. انگار که آب سردی روی مدیران ورزشی ریخته باشند، همهشان متعجب شدند.
- در ورزش خیلی پیشرفت کرده بودم. به کلاسهای استعدادیابی داوری رفته بودم و حتی به مسابقات برونمرزی اعزام میشدم؛ با این حال، اینها در مقابل مادرشدن و آرامشی که باید برای آیندۀ فرزندم حفظ میکردم، هیچ بود. بهشان توضیح دادم که میخواهم آرامش داشته باشم و دیگر نمیتوانم کار کنم.
خانواده آن جای مهمی بود که هیچ فعالیت مهمی در دنیا نمیتوانست جایش را پر کند. به همین دلیل، فرشته یحییپور تا سهسالگیِ فرزندش از فعالیتهای اجتماعی جدا شد؛ اما سال۱۳۹۴ بود که به فعالیت دبیری بازگشت. دبیر مدرسۀ شهید دستغیب شد در روستای ملکی. مدرسه بهلحاظ ظاهری وضعیت مطلوبی نداشت. کلاسها کثیف بود و پنجرههایشان شکسته. سقف کاملاً شکم داده و آویزان بود. دیدن بچههای کلاس در آن محیط نامناسب، غم اضافهتری برایش داشت؛ به همین دلیل احساس میکرد باید کاری برای این بچهها بکند.
- با خودم میگفتم: «خدایا، این بچهها دختر هستند و این فضا جای آموزش خوبی نیست. مدرسه باید تمیز باشد، لطافت داشته باشد، آرامش خاصی به بچهها بدهد.» وقتی به بچهها میگوییم باید نظافت را رعایت کنید، خودمان عملاً باید همچین چیزی را نشان بدهیم که این مسئله آنقدر برایشان جا بیفتد که به خانههای خودشان هم منتقل کنند. دانشآموزان مدرسه آیندۀ این مملکتاند و ما در قبال آدمهایی که میخواهیم به جامعه تحویل بدهیم، مسئولیم.
او برای تعمیر مدرسه، ابتدا باید مدیر میشد. در آزمون مدیریت شرکت کرد. تابستان سال۱۳۹۸ ابلاغش را برای مدرسۀ دستغیب گرفت. روزهای اول، در مدرسه چرخید و نگاه کرد. ریزبهریز مشکلات مدرسه را شناسایی کرد. بعد چندین مرتبه به ادارۀ آموزشوپرورش نامه زد. فهمید که مدرسه در لیست بازسازی است؛ اما جزو اولویتها نیست. دنبال راهحلهایی بود برای بهترشدن وضعیت مدرسه. شروع کرونا و تعطیلی مدرسهها بهترین فرصت تعمیر مدرسه بود.
- سعی کردم راهحلهای غیردولتی را امتحان کنم. اول دربارۀ محل و مسجد و بسیج و شورا تحقیق کردم که ببینم از کجا میتوانم کمک بگیرم. از محل خود مدرسه شروع کردم و چند جلسه برای اولیا، هیئتامنای مسجد، بسیج و شورای محل گذاشتم. وضعیت را شرح دادم و گفتم که «به کمک شما نیاز دارم.» مجبور شدم واقعیت را بهشان بگویم، اینکه «اگر نتوانیم مدرسه را بسازیم، باید اعلام مخروبهبودن کنیم و مدرسه را کلاً تعطیل کنیم. در این صورت اولین کسی که آسیب میبیند، خودتان هستید؛ چون باید بچهها را برای ادامهتحصیل به شهر بفرستید!» بعضی از اولیا میگفتند «بچههای ما سه سال بیشتر اینجا نیستند» و زیاد استقبال نکردند؛ اما بالاخره بیشتر پدر و مادرها مجاب شدند و آمدند پای کار. هیئتامنا یک سری وسایل مثل الوارهای سقف را به ما داد و پایگاه بسیج هم یکیدو نفر را برای کمک فرستاد. برای مسجد شیشه آورده بودند. رفتم و به خیّرها گفتم شیشههای مدرسه شکسته است. برای مدرسۀ ما هم شیشه انداختند. یکی از دوستانم آقایی را معرفی کرد که تابلوی مدرسه را ساخت و نصب کرد. فقط هزینۀ وسایل را از ما گرفت و طراحی و ساخت را خودش تقبل کرد. در هر مرحله از تعمیر مدرسه، واقعاً به این باور رسیدم که در کار خیر همیشه خداوند همهچیز را فراهم میکند! افرادی را سر راهم قرار داد که دلسوزانه و بدون هیچ چشمداشتی کمک کردند.
کار خانم یحییپور پایان دیگری داشت و آن استفاده از ظرفیت خود دانشآموزان بود. آنها هم میبایست در تعمیر مدرسه مشارکت کنند تا به مدرسه احساس تعلق داشته باشند و آنجا را برای خودشان بدانند.
- در برنامۀ «شاد»، با اولیای بچهها خیلی راحت ارتباط میگرفتم و فیلم و گزارش لحظهبهلحظۀ کارم را به گروه مجازی مدرسه میفرستادم. موبهمو همه را گزارش میدادم. بچهها ذوقشان بیشتر میشد که زودتر به مدرسه بیایند! همۀ بچهها و اولیا تغییرات را میدیدند، خوشحال میشدند، تشکر میکردند و مشارکتشان هم بیشتر میشد. میخواستم به بچهها آموزش بدهم که چطور گروهی با هم کار کنند. همراه دبیر هنر، طرح برنامه را ریختیم که با کمک بچهها حیاط را هم رنگآمیزی کنیم. به بچهها اعلام کردیم هرکس هرچقدر میتواند، حتی با یک قوطی رنگ کوچک، در رنگآمیزی حیاط شرکت کند. فکرم این بود وقتی خودشان کار کنند، بیشتر قدرش را میدانند و مراقبش هستند.















4 پاسخ
سلام. از درسنامه استفاده کردم. خیلی خوب بود و بچهها حسابی استقبال کردن. خداقوت
سلام. الحمدلله چه خوب.
سلام.
بسیار عالی.
جالبه ایشون تو هر موقعیتی که قرار گرفتن باعث رشد اون مجموعه شدن.
خدا میدونه چقدر سخته تو ساختارای امروز تغییر ایجاد کردن.
خداقوت به ایشون
و ممنون از زحمتی که برای انتشار این فعالیت ها می کشید🙏🏻.
سلام. خیلی ممنون از نظراتون.