فرشته یحی پور یارش

فرشته یحیی پور

معرفی کوتاه شخصیت‌

تا پیش از حضور فرشته یحیی پور در میدان فوتبال زنان گیلان، لیگ  تعریف نشده بود. خودش یکه و تنها تا پایه گذاری و ریاست هیئت فوتبال زنان پیش رفت اما بنا به مصلحت از داوری و مربیگری فاصله گرفت.
کمی بعد و برای ادامه فعالیت اجتماعی‌اش، مدیر یک مدرسه روستایی شد. مدرسه‌ای که حتی سقف نداشت. فرشته یحیی پور یک بار دیگر دست روی زانو گذاشت و اثرگذاری‌اش را با احیای آن مدرسه نمایان کرد. با موفقیتش در احیای مدرسه دستغیب، حالا سه مدرسه دیگر هم با مشاوره‌هایش زنده شده‌اند.

حوزه پیشرفت

پیشرفت در حوزه اجتماعی

شماره تلفن

01333764261

آدرس

رشت، میدان امام علی، به سمت روستای ملکی، دبیرستان شهید دستغیب

متن درسنامه

در کار خیر خدا هست؛ درس‌‌نامه خانم یحیی‌‌‌‌پور

مقدمه

مدیری که در حوزۀ سیاست‌‌گذاری و مدیریت حوزۀ ورزشی تلاش می‌‌‌‌کند، می‌‌‌‌تواند با اعمال تدابیری مسیر پیشرفت ورزش‌‌کاران یک منطقه را باز کند. برگزاری کلاس‌‌‌‌های آموزشی، راه‌‌اندازی لیگ‌‌‌‌های مختلف ورزشی، دعوت از مربیان برجسته، کارکردن روی گروه‌‌‌‌های سنی پایه و کارهایی از این دست، می‌‌‌‌تواند مسیر پیشرفت‌‌‌‌های ورزشی یک جمع را در آینده رقم بزند.

از سوی دیگر، مدیری برجسته با اعمال تغییرات و سیاست‌‌‌‌هایی، مسیری را می‌‌‌‌گشاید که صدها و بلکه هزاران نفر از مردم منطقه‌ای را به‌ پیشرفت و حرکت به‌‌سمت وضعیت مطلوب سوق می‌‌‌‌دهد؛ در نتیجه، روایت مدیر موفق یکی از مصادیق مهم پیشرفت در حوزۀ حکمرانی است.

اگر این مدیر ورزشی زن باشد و در حوزۀ ورزش زنان، نقش سیاست‌‌گذاری نیز داشته باشد، اهمیت بیشتری هم پیدا می‌‌‌‌کند؛ چراکه توجه به پیشرفت زنان در حوزۀ ورزش، کمتر بوده است و این حوزه نیاز به فعالیت‌‌‌‌های بیشتری دارد.

در مرحلۀ سوم، چنین مدیری اگر وارد آموزش‌‌وپرورش شود و مدیریت مدرسه‌‌‌‌ای را بر عهده بگیرد، اهمیت کار چندبرابر می‌‌‌‌شود. موضوع سخن دربارۀ خانم فرشته یحیی‌‌‌‌پور است. او مدیر مدرسه‌‌‌‌ای شد که حتی درهایش به‌‌طور کامل باز و بسته نمی‌‌‌‌شد و نیاز به تعمیراتی اساسی داشت؛ در نتیجه، در نقش خیّری اجتماعی ظاهر شد و با تکیه بر ظرفیت‌‌‌‌های مردمی، مدرسه را بازسازی کرد.

روایت فرشته یحیی‌‌‌‌پور

فرشته یحیی‌‌‌‌پور متولد سال۱۳۵۴ است. سال۱۳۷۲ کنکور داد و دبیر تربیت‌‌بدنی شد. دوره‌‌‌‌های تخصصی دوومیدانی و هندبال را با بالاترین امتیاز گذراند و مدرک داوری و مربیگری این دو رشته را نیز کسب کرد.

در سال۱۳۸۱ به‌‌صورت تخصصی، داوری و مربی‌‌گری در هیئت فوتبال را ادامه داد و تا چهار سال بعد نایب‌‌رئیس هیئت فوتبال استان گیلان شد.

  • اولین زنی بودم که برنامه‌‌‌‌ریز مسابقات فوتبال و فوتسال زنان شدم و فوتبال زنان را راه‌‌‌‌اندازی کردم. در سال‌‌‌‌های قبل از حضورم لیگی وجود نداشت؛ به همین خاطر با استعدادیابی شروع کردم. به آموزشگاه‌‌‌‌ها اطلاعیه دادم که بچه‌‌‌‌هایی با ردۀ سنی پایین را جذب می‌‌‌‌کنیم. هم‌‌‌‌زمان خودم هم کلاس مربیگری گذاشتم. نمی‌‌‌‌خواستم بچه‌‌‌‌های آموزش‌‌‌‌دیده را رها کنم و هرجور شده باید حمایتشان می‌‌‌‌کردم. از جانب دیگر فستیوالی راه انداختم و به همۀ بچه‌‌‌‌ها، چه مقام آورده بودند و چه مقام نیاورده بودند، جایزه دادم. هدفم این بود که این بچه‌‌‌‌ها با ما بمانند. می‌‌‌‌خواستم علاقه‌‌مندان فوتبال را حفظ کنم. در دورۀ مسئولیتم، گیلان جزو چهار استان برتر کشور در فوتبال بود و در فوتسال هم جزو استان‌‌‌‌های برتر کشور به حساب می‌‌‌‌آمد.

زمانی که خانم یحیی‌پور در اوج فعالیت‌‌‌‌های ورزشی بود، حتی برای شرکت در داوری AFC ثبت‌‌نام کرده بود، تصمیم گرفت از دنیای ورزشی فاصله بگیرد. به هیئت استان گیلان رفت و گفت دیگر نمی‌‌‌‌خواهم همکاری کنم. انگار که آب سردی روی مدیران ورزشی ریخته باشند، همه‌‌‌‌شان متعجب شدند.

  • در ورزش خیلی پیشرفت کرده بودم. به کلاس‌‌‌‌های استعدادیابی داوری رفته بودم و حتی به مسابقات برون‌‌‌‌مرزی اعزام می‌‌‌‌شدم؛ با این حال، این‌‌‌‌ها در مقابل مادرشدن و آرامشی که باید برای آیندۀ فرزندم حفظ می‌‌‌‌کردم، هیچ بود. بهشان توضیح دادم که می‌‌‌‌خواهم آرامش داشته باشم و دیگر نمی‌‌‌‌توانم کار کنم.

خانواده آن جای مهمی بود که هیچ فعالیت مهمی در دنیا نمی‌‌‌‌توانست جایش را پر کند. به همین دلیل، فرشته یحیی‌‌‌‌پور تا سه‌‌سالگیِ فرزندش از فعالیت‌‌‌‌های اجتماعی جدا شد؛ اما سال۱۳۹۴ بود که به فعالیت دبیری بازگشت. دبیر مدرسۀ شهید دستغیب شد در روستای ملکی. مدرسه به‌‌لحاظ ظاهری وضعیت مطلوبی نداشت. کلاس‌‌‌‌ها کثیف بود و پنجره‌‌‌‌هایشان شکسته. سقف کاملاً شکم داده و آویزان بود. دیدن بچه‌‌‌‌های کلاس در آن محیط نامناسب، غم اضافه‌‌‌‌تری برایش داشت؛ به همین دلیل احساس می‌‌‌‌کرد باید کاری برای این بچه‌‌‌‌ها بکند.

  • با خودم می‌‌‌‌گفتم: «خدایا، این بچه‌‌‌‌ها دختر هستند و این فضا جای آموزش خوبی نیست. مدرسه باید تمیز باشد، لطافت داشته باشد، آرامش خاصی به بچه‌‌‌‌ها بدهد.» وقتی به بچه‌‌‌‌ها می‌‌‌‌گوییم باید نظافت را رعایت کنید، خودمان عملاً باید همچین چیزی را نشان بدهیم که این مسئله آن‌‌‌‌قدر برایشان جا بیفتد که به خانه‌‌‌‌های خودشان هم منتقل کنند. دانش‌‌‌‌آموزان مدرسه آیندۀ این مملکت‌‌‌‌اند و ما در قبال آدم‌‌‌‌هایی که می‌‌‌‌خواهیم به جامعه تحویل بدهیم،‌‌‌‌ مسئولیم.

او برای تعمیر مدرسه، ابتدا باید مدیر می‌‌‌‌شد. در آزمون مدیریت شرکت کرد. تابستان سال۱۳۹۸ ابلاغش را برای مدرسۀ دستغیب گرفت. روزهای اول، در مدرسه ‌‌چرخید و نگاه ‌‌‌‌کرد. ریزبه‌‌ریز مشکلات مدرسه را شناسایی کرد. بعد چندین مرتبه به ادارۀ آموزش‌‌‌‌وپرورش نامه زد. فهمید که مدرسه در لیست بازسازی است؛ اما جزو اولویت‌‌‌‌ها نیست. دنبال راه‌‌‌‌حل‌‌‌‌هایی بود برای بهترشدن وضعیت مدرسه. شروع کرونا و تعطیلی مدرسه‌‌‌‌ها بهترین فرصت تعمیر مدرسه بود.

  • سعی کردم راه‌‌‌‌حل‌‌‌‌های غیردولتی را امتحان کنم. اول دربارۀ محل و مسجد و بسیج و شورا تحقیق کردم که ببینم از کجا می‌‌‌‌توانم کمک بگیرم. از محل خود مدرسه شروع کردم و چند جلسه برای اولیا، هیئت‌‌امنای مسجد، بسیج و شورای محل گذاشتم. وضعیت را شرح دادم و گفتم که «به کمک شما نیاز دارم.» مجبور شدم واقعیت را بهشان بگویم، اینکه «اگر نتوانیم مدرسه را بسازیم، باید اعلام مخروبه‌‌‌‌بودن کنیم و مدرسه را کلاً تعطیل کنیم. در این صورت اولین کسی که آسیب می‌‌‌‌بیند، خودتان هستید؛ چون باید بچه‌‌‌‌ها را برای ادامه‌‌تحصیل به شهر بفرستید!» بعضی از اولیا می‌‌‌‌گفتند «بچه‌‌‌‌های ما سه سال بیشتر اینجا نیستند» و زیاد استقبال نکردند؛ اما بالاخره بیشتر پدر و مادرها مجاب شدند و آمدند پای کار. هیئت‌‌‌‌امنا یک سری وسایل مثل الوارهای سقف را به ما داد و پایگاه بسیج هم یکی‌‌دو نفر را برای کمک فرستاد. برای مسجد شیشه آورده بودند. رفتم و به خیّرها گفتم شیشه‌‌‌‌های مدرسه شکسته است. برای مدرسۀ ما هم شیشه انداختند. یکی از دوستانم آقایی را معرفی کرد که تابلوی مدرسه را ساخت و نصب کرد. فقط هزینۀ وسایل را از ما گرفت و طراحی و ساخت را خودش تقبل کرد. در هر مرحله از تعمیر مدرسه، واقعاً به این باور رسیدم که در کار خیر همیشه خداوند همه‌‌‌‌چیز را فراهم می‌‌‌‌کند! افرادی را سر راهم قرار داد که دل‌‌سوزانه و بدون هیچ چشمداشتی کمک کردند.

کار خانم یحیی‌‌‌‌پور پایان دیگری داشت و آن استفاده از ظرفیت خود دانش‌‌‌‌آموزان بود. آن‌‌‌‌ها هم می‌‌‌‌بایست در تعمیر مدرسه مشارکت کنند تا به مدرسه احساس تعلق داشته باشند و آنجا را برای خودشان بدانند.

  • در برنامۀ «شاد»، با اولیای بچه‌‌‌‌ها خیلی راحت ارتباط می‌‌‌‌گرفتم و فیلم و گزارش لحظه‌‌‌‌به‌‌‌‌لحظۀ کارم را به گروه مجازی مدرسه می‌‌‌‌فرستادم. موبه‌‌‌‌مو همه را گزارش می‌‌‌‌دادم. بچه‌‌‌‌ها ذوقشان بیشتر می‌‌‌‌شد که زودتر به مدرسه بیایند! همۀ بچه‌‌‌‌ها و اولیا تغییرات را می‌‌‌‌دیدند، خوش‌‌‌‌حال می‌‌‌‌شدند، تشکر می‌‌‌‌کردند و مشارکتشان هم بیشتر می‌‌‌‌شد. می‌‌‌‌خواستم به بچه‌‌‌‌ها آموزش بدهم که چطور گروهی با هم کار کنند. همراه دبیر هنر، طرح برنامه را ریختیم که با کمک بچه‌‌‌‌ها حیاط را هم رنگ‌‌‌‌آمیزی کنیم. به بچه‌‌‌‌ها اعلام کردیم هرکس هرچقدر می‌‌‌‌تواند، حتی با یک قوطی رنگ کوچک، در رنگ‌‌‌‌آمیزی حیاط شرکت کند. فکرم این بود وقتی خودشان کار کنند، بیشتر قدرش را می‌‌‌‌دانند و مراقبش هستند.

1. باید بدانیم که ساختارهای اداری کند هستند و تا بخواهند برای حل مسائل اقدام کنند، زمان زیادی را خرج می‌‌کنند.
2. درک این مسئله که مردم ظرفیت بی‌‌پایانی برای حل مشکلات هستند.
3. مهم نیست کجا هستیم؛ مهم این است هرجا هستیم کارمان را با تمام توان و درست انجام دهیم.
4. فهم این موضوع که خانواده یکی از مهم‌ترین نهادهای جامعه است.
برای رسیدن به اهداف پیشنهاد می‌شود:
1. مستندهایی که روایت‌هایی از حل مشکلات با تکیه بر مردم دارد، در کلاس پخش کنید؛
2. افرادی که تجربۀ موفقی در استفاده از ظرفیت‌های مردمی دارند، در کلاس برای بچه‌ها صحبت کنند؛
3. دانش‌آموزان گروه‌بندی بشوند و دربارۀ موقعیت فعلی‌شان گفت‌وگو کنند: اینکه کجا هستند و بهترین کارهای ممکن آن‌ها چیست؛
4. دانش‌آموزان با هدایت کادر مدرسه، در حل تعدادی از مشکلات مدرسه مشارکت کنند.

1. دانش‌آموزان کتاب مدیر مدرسه جلال آل‌احمد را بخوانند و دربارۀ آن گفت‌وگو کنند؛
2. دانش‌آموزان می‌توانند دربارۀ توانایی‌ها و استعدادهایی که دارند انشا بنویسند و آیندۀ خود را تخیل کنند؛
3. دانش‌آموزان با دستمال و الکل و…، در تمیزکردن صندلی‌شان مشارکت کنند؛
4. یک روز به‌عنوان روز نظافت مشخص شده و بچه‌ها اقدام به جاروزدن مدرسه کنند.

  1. مستندهایی که روایت‌‌‌‌هایی از حل مشکلات با تکیه بر مردم دارد، در کلاس پخش کنید؛
  2. افرادی که تجربۀ موفقی در استفاده از ظرفیت‌‌‌‌های مردمی دارند، در کلاس برای بچه‌‌‌‌ها صحبت کنند؛
  3. دانش‌‌‌‌آموزان گروه‌‌بندی شوند و دربارۀ موقعیت فعلی‌‌شان گفت‌‌‌‌وگو کنند؛ اینکه کجا هستند و بهترین کارهای ممکن آن‌‌‌‌ها چیست؛
  4. دانش‌‌‌‌آموزان با هدایت کادر مدرسه، در حل تعدادی از مشکلات مدرسه مشارکت کنند.

نگارخانه

افراد مشابه

شما بگویید

در صورتی که مطلب جدیدی در رابطه با شخصیت‌ دارید برای ما ارسال کنید

ویدیو و یا مستند از سوژه

معرفی شخصیت‌جدید

افراد مشابه با فرشته یحیی پور :

در صورتی که شخصی را میشناسید که مشابه است لطفا توضیحات و عکس را برای ما ارسال کنید برای این که بتوانیم مجدد با شما تماس بگیرید شماره تماس خود را هم ذکر کنید.

گالری عکس سوژه را بارگزاری کنید
موقعیت و یا لوکیشن گوگل سوژه را به صورت کد از گوگل مپ وارد کنید

شما فرستاده اید

4 پاسخ

  1. سلام. از درسنامه استفاده کردم. خیلی خوب بود و بچه‌ها حسابی استقبال کردن. خداقوت

  2. سلام.
    بسیار عالی.
    جالبه ایشون تو هر موقعیتی که قرار گرفتن باعث رشد اون مجموعه شدن.
    خدا میدونه چقدر سخته تو ساختارای امروز تغییر ایجاد کردن.
    خداقوت به ایشون
    و ممنون از زحمتی که برای انتشار این فعالیت ها می کشید🙏🏻.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×
اینستاگرام
تماس صوتی
پشتیبانی در کوتاه ترین زمان